سبد خرید

0 out of 5

از همان راهی که آمدی، برگرد

6.95 
خفه شدم و تو چشم‌های سرخش نگاه کردم. از‌خداخواسته بودم که کسی باشد خيالم را راحت کند. اصلاً از ترسِ کارهايی که نمی‌دانستم چيست، آن‌طور چارچنگولی مانده بودم تو خودم. فريد همين‌طور که راه می‌افتاد پرسيد خانه‌مان کجاست. آدرس را دادم و تازه متوجه اتاقکِ ماشين شدم. صندلی‌های کرم‌رنگِ راحت، بوی خوبی که معلوم بود از کلاغِ کاغذیِ آويزان از...