سبد خرید

0 out of 5

برادرم رمضان

4.95 
از خواب بیدار می شوم. آفتاب رسیده تا وسط اتاق خواب. اول می روم سراغ عروسک ها. همه اش یک ساک و دوتا نایلون مشکی می شود. گذاشته ام کنار در آشپزخانه. همیشه همین اندازه است. کتری را می گذارم روی اجاق گاز. شعله می پیچد دور کتری. آسمان شکافته شد یا نشد نمی دانم. اما تو از آن بالا...