سبد خرید

0 out of 5

آخرین غروب‌های زمین

6.55 
هيچ نشانه‌اي از پدرش نمي‌بيند و لحظه‌اي او را تصور مي‌کند که در آب غوطه‌ور است، يا بدتر از آن، مثل سنگي غرق مي‌شود، با چشماني باز، در گودالي عميق که بر فراز آن بر سطح آب، در قايقي که چون گهواره‌اي تکان مي‌خورد، پسرش دست از خنديدن برداشته و کم‌کم نگران شده است. آن وقت B سر جايش مي‌نشيند،...
0 out of 5

دستیار

7.55 
اغلب در دل مناظر و تصاویر سرد اما زیبای زمستانی گردش می کرد. در جادۀ روستایی پایش در شیارهایی فرو می رفت که از چرخ گاری ها به جا مانده بود. علفزارهای یخ زده ای را می دید که به سمت کوه امتداد داشتند، و دست های سرد و سرخ را جلوی دهان می گرفت تا ها کنان گرمشان کند،...