سبد خرید

نمایش همه 1 نتیجه

0 out of 5

تعمیرکار

18.55 
پنج ماه پیش، یک روز جمعه با هوایی معتدل اوایل نوامبر و پیش از بارش اولین برف بر دهکده ، بود که پدرزن یاکوف، مردی استخوانی و پریشان با لباس هایی مندرس و پوسیده، مشتی پوست و استخوان، سوار بر اسب مردنی و ارابهی زهواردر رفته اش نزد او آمد. کنار هم در خانه ی تنگ و سرد یاکوف، که...