سبد خرید

نمایش همه 1 نتیجه

0 out of 5

دشمن

7.55 
واقعا در جزیره ای کنار مردی به نام کروزو گرفتار شده بودم. مردی انگلیسی که برای من به قدر لاپ لندهای بیگانه بود. وقتی از کلبه بیرون رفتم، جمعه را جایی ندیدم و از این بابت خوشحال بودم. قدری راه رفتم و جایی نشستم که خودم را جمع و جور کنم. دسته ای گنجشک لای بوته ها جا خوش کرده...