سبد خرید

نمایش همه 7 نتیجه

0 out of 5

ارباب و بنده

5.95 
نيکيتا نزديک صبح بيدار شد. سرما، که دوباره نيزه‌اش را در پشتش فرو مي‌برد بيدارش کرد. به خواب ديده بود که از آسياب مي‌آيد و گاري آرد اربابش را مي‌آورد و ضمن عبور از نهر چرخ گاري از پل لغزيده و در آب مانده بود. به خواب ديد که به زير گاري خزيده و آن را بر گرده گرفته بود...
0 out of 5

پدر سرگی

4.95 
گذشته از رسالت کلی اش در زندگی، که خدمت به تزار و میهن بود، همیشه هدفی دیگر نیز داشت که آن را دنبال می کرد و این هدف، هرقدر هم ناچیز بود، او تمام توان خود را صرف رسیدن به آن می کرد و برای آن زنده بود تا به آن دست یابد. اما همین که به آن دست می...
0 out of 5

سعادت زناشویی

7.25 
قسمت هایی از کتاب سعادت زناشویی لیوتالستوی چنان که گفتی افکارش را دنبال کنان گفت: بله، ما همه، و خاصه شما زن ها، باید کشاکش زشت و بی معنای زندگی را تنها طی کنیم تا به اصل پاکیزه ی آن برسیم. کسی تجربه های دیگری را باور نمی کند و نمی پذیرد. خیلی مانده بود که تو از دریای دیوانگی...
0 out of 5

سونات کرویتسر و چند داستان دیگر

31.25 
قسمت هایی از کتاب سونات کرویستر اوایل بهار و درست دومین روز از سفر بی وقفه مان بود. تقریبا اکثر مسافران فقط قصد طی مسافت کوتاهی را داشتند، بنابراین مردم مرتبا در راهروی قطار و واگن ها در رفت و آمد بودند. تنها سه نفر مانند من از ابتدای مسیر سوار شده بودند و در تمام طول سفر همچنان سر...
0 out of 5

شیطان

11.95 
قسمت هایی از کتاب شیطان لیکن من به شما می گویم...اگر چشم راستت تو را بلغزاند قطعش کن و از خود دور انداز... اگر دست راستت تو را بلغزاند قطعش کن و از خود دور انداز، زیرا تو را مفیدتر آن است که عضوی از اعضایت نابود شود از آنکه کل جسدت در دوزخ افکنده شود.
0 out of 5

قزاق‌ها

4.95 
قسمت هایی از کتاب قزاقان لوکاشکا تراشیدن سنبه را تمام کرده بود و حس می کرد چشم هایش سنگین شده، با خودش گفت «وقتشه بیدارشون کنم.» به طرف رفقایش برگشت، نگاه کرد تا ببیند پاها مال کیست که ناگهان به نظرش رسید چیزی در آن سوی ترک شالاپ شلوپ کرد، دوباره به افق روشن کوه ها در زیر هلال وارونه،...
0 out of 5

مرگ ایوان ایلیچ

8.95 
قسمت هایی از کتاب مرگ ایوان ایلیچ و راستی راستی هم چنین بود. به لحاظ افکار عمومی بالا می رفتم، اما به همان نسبت زندگی از من کناره می گرفت. و حالا دیگر کار از کار گذشته است و چیزی جز مرگ وجود ندارد. نکند راستی راستی کل زندگی ام غلط بوده باشد؟