سبد خرید

نمایش همه 1 نتیجه

0 out of 5

عشق سرخ

12.25 
بهار سال ۱۹۸۸، تقریباً هرکسی را که می‌شناسم، به‌طور جدی در فکر رفتن هرچه سریع‌تر و محتاطانه‌تر است. هیچ مهمانی‌ای نیست که در آن این موضوع پیش نیاید. از آن‌هایی که توانسته‌اند بروند، یا آن‌ها که دارند می‌روند، صحبت می‌شود. دوتا از دوستانم می‌خواهند با مردهای اهل برلین غربی ازدواج کنند که بتوانند بروند، دیگران منتظر تولد هفتادسالگی مادربزرگ‌شان هستند...