سبد خرید

نمایش همه 1 نتیجه

0 out of 5

چهره خالی از سکنه

5.55 
پارچه را آهسته کنار کشید . صورت سیاه و کبود بود. دستمال داد به لاله . لب لاله مثل لبۀ گلبرگ صورتی بود . دستمال را کشید به لب ها . خم شد و چانه جسد را بوسید. عمه به مینا هم گفت اگر می خواهد برای بار آخر مادربزرگ را ببوسد. مینا جلو آمد. چانه را بوسید . گونه...