سبد خرید

نمایش همه 1 نتیجه

0 out of 5

مكيناس

10.95 
توي اين اتاقک ايستاده و از حفره‌اي کوچک به ماشين پليس‌هايي که براي دستگيري‌اش آمده‌اند نگاه مي‌کند، اما نمي‌تواند جلوي ذهن‌اش را بگيرد که به هر گوشه‌ي پرت و بي‌‌ربطي سرک نکشد. ياسي مي‌گفت: "لجبازي ذهن". مي‌گفت: وقتي مي‌خواهي روي چيزي تمرکز کني حاشيه‌ها پررنگ مي‌شوند و برعکس، وقتي مي‌خواهي چيزي را فراموش کني صد برابر توي مغزت درشت و...