سبد خرید

نمایش همه 1 نتیجه

0 out of 5

زن ظهر

11.75 
قسمت هایی از کتاب زن ظهر (لذت متن) یک مرغ دریایی بر لبه ی پنجره ایستاده بود. طنین فریادش طوری بود که گویی دریای بالتیک را در گلو داشت. کف موج های دریا، بلند و رنگ آسمان، تند بود. صدایش در میدان شاه پیچید. با منهدم شدن تئاتر، آنجا هم ساکت شده بود. پتر چشم ها را بر هم زد....