سبد خرید

تو به اصفهان بازخواهی گشت

ناشر : نشر چشمهدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

13.25 

مصطفی انصافی نویسنده ی جوانی ا ست که در اولین تجربه ی روایی اش رمانی نوشته مملو از داستان های ریشه زده در تاریخ. رمان تو به اصفهان بازخواهی گشت روایتی ا ست چندسویه از زندگی و سوال های چند شخصیت که به خاطر جبر مکان و زمان در موقعیتی خاص کنار هم قرار می گیرند. استاد دانشگاهی جوان و البته خسته از شرایطش که در فکر مهاجرت است، به دختری لهستانی برمی خورد که برای یافتن ریشه های دوردست خانواد گی اش به ایران آمده است. دختری که پیشینه ای مبهم دارد و ناگهان قصه ی او تبدیل می شود به انگیزه ای برای روایت قهرمان اول رمان… انصافی در این رمان تلاش کرده با توجه به قابلیت های ژانری و ترسیم پلاتْ رمانی بنویسد که در عین سرک کشیدن به زوایای پنهان مانده ی تاریخ ایران، رگه های زیستی و وجودی قهرمان های بلاتکلیفش را نیز برملا کند. آمدن زنان لهستانی به ایران در سال های حضور متفقین در ایران تنها جرقه ای است برای آتش گرفتن انبار عظیمی از خطرات و خطرات. تا جایی که خواننده ی رمان در هر بخش با واقعیت هایی روبه رو می شود که می توانند به جذاب شدن روند روایی اضافه کنند. تو به اصفهان بازخواهی گشت قصه ی کشف است. کشف گذشته ای ناامن و قصه دار که ناگهان همه چیز را عوض می کند… همه چیز را…

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: NashChe385 برچسب: ,

شمیم صادقی استاد ادبیات دانشگاه تهران است. مردی چهل ساله که همسر و دخترش اصرار دارند از ایران بروند و آلمان زندگی کنند. اما شمیم نمی‌تواند از خاکش دل بکند. او ریشه دارد و از رفتن می‌ترسد. یک روز یک دختر جوان لهستانی وارد اتاق کارش می‌شود و از او می‌خواهد کمکش کند. می‌گوید آمده هم پایان‌نامه‌اش را بنویسد هم دنبال مادربزرگش بگردد. به نظر شمیم این زن آشنا است، بوی عطر او، چشم‌هایش، همه چیزش به نظرش آشنا است تا اینکه دختر می‌گوید فرزند زنی است که سال‌ها قبل به دلیل مشکلات خانوادگی نتوانستند با هم ازدواج کنند و حالا او برگشته و مادرش آدرس شمیم را به او داده است.

مرد آشفته است اما کنار زن انگار همه چیز تغییر می‌کند.

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

,

وزن

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...