سبد خرید

حتی وقتی می‌خندیم

ناشر : نشر مرکزدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

7.05 

همين‌جاست که بايد مثل يک سرباز کارکشته شليک کنی ولی نه شليک تير که شليک خنده. بايـد بتوانی بخندی. خنـده‌ی بلند آدم بی‌غل‌وغش. بـايد آن‌قدر خوش‌دلانه بخندی که به‌راحتی او را هم به خنده بياوری. بـايد به خودتان نگاه کنيد و بخنديد با صدای بلند. درسـت در اين لحظه است که خنده می‌تواند يک فشفشه باشد توی آسمان تاريک و فقط بعد از اين خنده است که …

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: NashMark085 برچسب: ,

این کتاب که شامل بیست و دو داستان کوتاه است. ما چهار زنیم. وقتی دور هم جمع می شویم می توانیم بخندیم حتی اگر غمگین باشیم. حرف های ما از بچه هایمان شروع و به مردهایمان ختم می شود. همین است که صدایمان اول نرم و لطیف است و آرام آرام خشن و خشن تر می شود. همه ما به شوهرانمان خیانت می کنیم. یکی از ما زن عقب مانده ای است که با پختن غذا با آب دهان، به شوهرش خیانت می کند. دیگری مردش را از نظر مالی غارت می کند، او این کار را خیانت می داند. من سال هاست که احساسم را از شوهرم گرفتم و او را مثل یکی از اشیای خانه می بینم، این خود نوعی خیانت است. نفر چهارم هم خیانت کرده اما نه به شوهرش، به خودش، چون هرگز آن طوری که دلش خواسته زندگی نکرده و خودش حالا نمی داند چطور دلش می خواسته زندگی کند.

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

,

وزن

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...