سبد خرید

حریق‌ در باغ‌ زیتون‌

ناشر : انتشارات ققنوسدسته: , ,
موجودی: موجود نیست

4.55 

گراتزیا دلددا در سال‌ ١٨٧١، در شهر نوئورو، در جزیره‌ ساردنی‌ به‌ دنیا آمد. در پانزده‌ سالگی‌ اولین‌ مجموعه‌ داستانش‌ را بدون‌ اطلاع‌ خانواده‌ به‌ چاپ‌ رساند و سپس‌ پس‌ از ازدواج‌ در سال‌ ١٩٠٠ به‌ رم‌ رفت‌ و در آن‌جا ساکن‌ شد. رمان‌های‌ او یکی‌ پس‌ از دیگری‌ به‌ چاپ‌ رسیدند و به‌ انگلیسی‌ و فرانسه‌ ترجمه‌ شدند و رفته‌ رفته‌ شهرتی‌ جهانی‌ برایش‌ به‌ ارمغان‌ آوردند. وی‌ در سال‌ ١٩٢٦ جایزه‌ نوبل‌ ادبیات‌ را از آن‌ خود کرد. او، دومین‌ زن‌ نویسنده‌ و تنها نویسنده‌ زن‌ ایتالیایی‌ است‌ که‌ برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ شده‌ است‌. گراتزیا دلددا در سال‌ ١٩٣٦ در شهر رم‌، درگذشت‌. مهم‌ترین‌ آثار او عبارتند از: گنج‌، عدالت‌، پس‌ از طلاِ، الیاس‌ پورتولو، خاکستر، پیچک‌، در صحرا، نی‌زار در باد، چشم‌های‌ سیمونه‌، راه‌ خطا، حریق‌ در باغ‌ زیتون‌، وسوسه‌، راز مرد گوشه‌گیر، رقص‌ گردنبند، سرزمین‌ باد، مریم‌ منزوی‌.

در انبار موجود نمی باشد

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: EntGogh125 برچسب: , ,

کتاب «حریق در باغ زیتون»‌ نوشته گراتزیا دلدا (۱۹۳۶-۱۸۷۱) نویسنده ایتالیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است. این رمان روایتگر سرگذشت خانواده‌ای روستایی در ایتالیاست. مادربزرگ خانواده, زنی سالخورده, کاردان, مذهبی, و مقاوم در برابر دشواری‌هاست. او بر تمام ارکان خانواده نظارت دارد و با درایت تمام امور آن را برعهده گرفته است. شوهر و پسر ارشد او درگذشته‌اند و پسر دیگرش نیز مردی میان سال است که عمری را به بطالت و تنبلی سپری کرده است و رفتاری شبیه کودکان دارد. تلاش این خانواده برای بقا، مسائل روستا، ارتباط با همسایگان، آرزوها و رفتار طبقه متوسط و فرودست و تقابل سنت و نیازهای عصر جدید، محتوای اصلی این رمان را تشکیل می‌دهد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «روز یکشنبه فرا رسید، درست مثل روز عید مهمی برای همگی. یکشنبه‌ای بود در ماه مه. ناقوس‌های کلیسا به صدا در آمده بودند و بلبلی هم به باغچه آمده و روی گل‌های سرخ و ریز پیچک‌های روی دیوار چهچهه سر داده بود. عمو تانددو از پنجره اتاقش بیرون را تماشا می‌کرد. داشت پیراهن کوتاهی را به تن می‌کرد که همسر اولش برای او دوخته و وصله کرده بود. به درختان بلوط سیاهرنگ انتهای درّه می‌نگریست که برگ‌های تازه داده بودند. به تخته سنگ‌هایی در کوهستان نگاه می‌کرد که با خزه‌های قرمز پوشیده شده بودند. در آن صورت خود او نیز می‌بایستی پیراهن عوض می‌کرد، پیراهنی رنگی می‌پوشید و کلیدهای خانه زنش را به دست زن دیگری می‌داد. چرا نه؟»

شابک

موضوع

,

مترجم

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...