سبد خرید

دشمن آینده

ناشر : نشر چشمهدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

5.25 

هادی خورشاهیان داستان‌نویسی پُرکار است و در آثارِ داستانی‌اش از روایت‌های خاص و عجیبی استفاده می‌کند که برآمده‌اند از ذهنِ چندسویه‌اش. رمانِ دشمنِ آینده تازه‌ترین نوشته‌ی او، نیز با چنین مشی و سازمانی نوشته شده است. رمان داستانی خطی به مفهومِ مصطلحش ندارد و درباره‌ی سکراتِ مرگ است به نوعی. گروهی از آدم‌های متفاوت و خاص که در مکانی نامتعارف و برزخ‌گونه کنار هم جمع شده‌اند و تکلیف‌شان با بودن یا نبودن‌شان مشخص نیست. در این فضا ما روایت‌هایی از هر کدام‌شان می‌خوانیم و البته تنش‌ها و حرکت‌هایی که دارند. خورشاهیان که دلبسته‌ی ادبیاتِ کلاسیک ایران است با استفاده از پاره‌ای مفاهیمِ شناخته‌شده‌‌ی این ساختار تلاش کرده بازخوانی‌ای مدرن انجام دهد از مفهومِ حرکت برای رسیدن به امرِ جاودان‌کننده، با استفاده از فصل‌های کوتاه که هر کدام نقشی می‌زنند و آدم‌های متفاوتش مسیر را می‌سازند. برای همین رمانِ دشمنِ آینده را می‌توان روایتی دانست از اضطرابِ مُردن و این‌که این نویسنده‌ی خراسانی تلاش کرده با حرکت در میانه‌ی امرِ ذهنی و عینی به واقعیتی برسد که در رمانِ او تحقق پیدا می‌کند. برای مخاطبِ این رمان تعقیب این وضعیتِ روایی به نتایجی قابل‏تأمل می‌رسد. نتایجی که شاید پیش‌بینی‌نشده هم باشند.

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: NashChe414 برچسب: ,

داستان این رمان درباره سکرات مرگ است و در آن، گروهی از انسان های مختلف، در مکانی برزخ گونه دور هم جمع شده اند. تکلیف این آدم ها با بودن یا نبودن شان مشخص نیست. نویسنده در روایت داستانی اش، روایت هایی درباره هرکدام از این آدم ها ارائه کرده و با دلبستگی و علاقه ای که به ادبیات کلاسیک ایران دارد، یک بازخوانی مدرن از مفهوم حرکت برای رسیدن به امر جاودان کننده، انجام داده است. خورشاهیان پیش از شروع متن رمان در صفحه ابتدایی این کتاب نوشته است: کتابی را که تو داری می خوانی، ما زندگی کرده ایم. وی داستان نویسی پرکار است و در آثار داستانی اش از روایت های خاص و عجیبی استفاده می کند که برآمده اند از ذهن چند سویه اش و…

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

,

وزن

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...