بیشتر بخوانید" />بیشتر بخوانید">بیشتر بخوانید">

سبد خرید

دیگر کسی صدایم نزد

ناشر : انتشارات نگاهدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

5.55 

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: EntNegh229 برچسب: ,

امیرحسن چهل‌تن در نهم مهر ۱۳۳۵ در تهران متولد شده است. در رشته‌ مهندسی برق تحصیل کرده و در بیست سالگی نخستین مجموعه داستانش، «صیغه» (۱۳۵۵) را منتشر کرده است. آثار دیگر او عبارتند از: مجموعه داستان «دخیل بر پنجره فولاد» ۱۳۵۷، رمان «روضه‌ی قاسم»” ۱۳۶۲ (خروج از چاپخانه در ۱۳۸۱)، رمان «تالار آئینه» ۱۳۷۰، مجموعه داستان «دیگر کسی صدایم نزد» ۱۳۷۱، مجموعه داستان «چیزی به فردا نمانده است» ۱۳۷۷، رمان «مهر گیاه» ۱۳۷۷، رمان «تهران شهر بی‌آسمان» ۱۳۸۰، رمان «عشق و بانوی ناتمام» ۱۳۸۱، مجموعه داستان «ساعت پنج برای مردن دیر است» ۱۳۸۱ و ششمین رمان او به نام «سپیده دم ایرانی» که انتشارات نگاه در سال ۱۳۸۴ منتشر کرد.

انگار همین دیشب بود که آقا حالش بهم خورده بود. روی پشت بام. گفت «من دارم می‌میرم.» گفتم، «خدا نکند آقا.» گفت،«نه دیگر، خدا کرده است خدادار می‌کند. بسم بود. یک عمر زندگی کردم. هفتاد سال کم نیست. زیارت رفتم. سیاحت کردم. گردش رفتم. همه جور. دیگر بس است.» گفتم «آقا بروم همسایه‌ها را خبر کنم.»؟ گفت «برای چه!؟ تو که هستی، چک و چانه‌ام را ببندی». گفتم «آقا من بعد از شما تنها می‌مانم.» گفت «گریه نکن مشدی. عوضش خدا را داری». گفتم، «آقا من اگر بمیرم، چه کسی چک و چانه‌ام را می‌بندد؟» آنوقت دیگر چیزی نگفت. یعنی چیزی نداشت که بگوید. گفتم «آقا نمی‌خواهم نمک به‌حرامی بکنم. من یک عمر زیر سایه شما بودم. اگر گذاشته بودید، من و بتول هم آنسال با شما بیائیم کربلا، حالا دیگر اینقدر غریب نبودیم بنا بود یک بچه سید عرب به‌فرزندی قبول کنیم، تا دمِ مردن یکی باشد که یک قاشق آب تربت بریزد حلقمان.»

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

نويسنده/نويسندگان

وزن

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دیگر کسی صدایم نزد”

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...