سبد خرید

شب شاه‌کشان

ناشر : نشر چشمهدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

4.95 

«شب شاه کشان» رمانی است از علیرضا شهبازین( -۱۳۶۷)، بر اساس روایت های تاریخ هخامنشی که جسته و گریخته بر کتیبه های خشتی و سنگی برای ما به یادگار مانده است. ماجرای کوروش کوچک و جنگ وی با برادرش اردشیر موضوع اصلی این رمان است. قصه از نبرد کوروش کوچک با اردشیر دوم آغاز و در این نبرد کوروش کشته می شود.
داستان عمدتا با برداشتی آزاد از تاریخ وقایع روزگار هخامنشی به تصویر کشیده می شود. ماجراهای کتاب هر چند پایه های تاریخی دارد اما به دلیل نبودن اسناد کافی بر مبنای تخیل نویسنده پیش می رود.

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: NashChe458 برچسب: ,

«شب شاه‌کشان» رمانی است از علیرضا شهبازین( -۱۳۶۷)، بر اساس روایت‌های تاریخ هخامنشی که جسته و گریخته بر کتیبه های خشتی و سنگی برای ما به یادگار مانده است. ماجرای کوروش کوچک و جنگ وی با برادرش اردشیر موضوع اصلی این رمان است. قصه از نبرد کوروش کوچک با اردشیر دوم آغاز و در این نبرد کوروش کشته می‌شود. داستان عمدتا با برداشتی آزاد از تاریخ وقایع روزگار هخامنشی به تصویر کشیده می‌شود. ماجراهای کتاب هر چند پایه‌های تاریخی دارد اما به دلیل نبودن اسناد کافی بر مبنای تخیل نویسنده پیش می‌رود. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «تالار از دخترانی نژاده از سرتاسر شاهنشاهی پُر بود تا داریوش دوم، فرزند خشایارشای بزرگ، همه را ببیند و یکی را انتخاب کند. هیچ‌وقت نفهمید از سرِ شوخی بود یا نه. هیچ‌وقت هم نپرسید، چون از جوابش می‌ترسید. به خاطر سروته یک کلاف بود یا واقعاً شاه او را به خاطر خودش پسندیده بود؟ همه‌ی دختران را میانه‌ی تالار جمع کردند. به آن‌ها کلافی سردرگم دادند. گفتند سروته کلاف را که رنگ کرده‌اند پیدا کنید. هر که پیروز این میدان باشد همسر پادشاه است. دختران همه یک‌به‌یک چون مادری دلسوز نشستند، پا روی پا انداختند، شروع کردند به باز کردن گره‌ها، گره‌هایی محکم و کور. اما پریزاد چون دیگران ننشست، پا روی پا نینداخت. چاقویی برداشت. کلاف را از وسط دونیم کرد. رشته‌ها روی زمین ریخت. سروته کلاف را در جا پیدا کرد. سر کلاف فیروزه‌ای بود و رنگ تهش یادش نمی‌آمد. ته کلاف چه رنگی بود؟ دختران پشت‌چشم نازک کردند و پریزاد گفت که از من سروته کلاف را خواستند‌، نه چیزی دیگر. پادشاه نگاهش به او افتاد و این‌گونه او شهبانو شد و همان‌گونه هم شهبانو ماند. کلافی سردرگم و تیزیِ یک تیغ که می‌برید و جلو می‌رفت».

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

,

وزن

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...