سبد خرید

قبل از مردن چشم‌هات رو ببند

ناشر : نشر چشمهدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

5.25 

همه چیز با یه آخ شروع می شه. با یه آخ زندگیت ساخته می شه و با یه آخ دیگه هم به آکس می شینی. با آخ اول تو حمومی و با آخ دوم ضربه شدی رو تخت نمره و رو زخم هات پل می زنی که خاک نشی. بابا با یه آخ خلاصت می کنه و مامان با یه آخ می ندازدت رو خشت. اون هم کجا؟ ادلرش؛ وسط سینما سهیلا، وقتی هنوز آخ آخر رو نگفته و ازلی نشده؛ هنوز زخم نشده بره تو چشم های «آزی» که یه عمر بباره به هیکلت.

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: NashChe482 برچسب: ,

«قبل از مُردن چشم‌هات رو ببند» رمانی از پژمان تیمورتاش، نویسنده معاصر ایرانی است. این اثر یک موضوع اجتماعی دارد و به معضل اعتیاد به مواد مخدر می‌پردازد. ماجرای «قبل از مردن چشم‌هات رو ببند» مانند اثر دیگر تیمورتاش «تهران ۲۸» در فضاهای پایین شهر و در بازه زمانی دهه ۳۰ و ۴۰ تا ۹۰ می‌گذرد و ماجرای یک درگیری را روایت می‌کنند. «مُفت باز میدون امام حسین»، «دوازده روز و دوازده ساعت و ده دقیقه و یه شیشه ایستک قبل»، «آخ…»، «حسن آب پاش»، «تو خراب من آلوده نشو»، «زیر ساچمه‌های شهر»، «بیخ خون»، «زاروزندگی طوطی‌های ناصرسیاه»، نوقتی کرگدن ها بانک می خونن…»، «اسم من، فرار»، «نوک خروس روی دُم شیر»، «قُرُق کرگدن ها»، «زخم باز»، «یکی که اسمش شهلا بود»، «ادِّلَرِش» و «سیزده به در» عنوان فصل‌های «قبل از مُردن چشم‌هات رو ببند» هستند. بخشی از کتاب: «تو بزرگ می‌شی، با هر لایی دو سانت قد می‌کشی و با هر ترمز، چهارتا از موهای زیربغلت سفید می‌شه. بچگی نحست با جوون‌مرگ بشی‌های مامان‌اختر و لگد و پس‌کله‌ایِ کاپشن خلبانی‌پوش‌های محل، تو یه چشم به‌هم زدن می‌گذره. دست خودت نیست که مثل نوارهای وی‌اچ‌اس برشون گردونی و دوباره ببینی. مثل کندو، که هزاربار تهش رو درآوردی و باز هم گرسنهٔ اون‌جایی بودی که بهروز، آش‌ولاش و درب‌وداغون، تنگش رو جلوِ هتل‌کنتینانتال خالی می‌کنه و روی یه صندلی دمِ خونهٔ آخر می‌شینه. وقتی آقاحسینی به‌زور می‌کردش تو بنز و باز هم صندلی رو ول نمی‌کرد، دودستی می‌زدی تو سرت و می‌گفتی آخ. جای همهٔ زخم‌هایی که بهروز خورده بود و دردهایی که حالا واسه‌ش قلقلک بود؛ جای صندلی‌یی که لای درِ بنز می‌موند و وسط خیابون غلت می‌زد. زندگی استپ نداره، وسطش نمی‌تونی بری خلا.» تیمورتاش درباره انگیزه‌اش از نگارش این داستان می‌گوید: دوستان دوره‌ی کودکی‌ام را می‌دیدم که یا به موادِ مخدر گرفتار شده بودند یا شکست‌های وحشتناکی در زندگی خورده بودند. حتی موادِ مخدر بعضی از همبازی‌های کودکی‌ام را کشته بود. دیدم از کنار این‌ها نمی‌توانم به سادگی بگذرم و همین باعث شد از سال ۸۹شروع به نگارش کتاب کنم. کتاب را دو ساله نوشتم و یک سال هم برای بازخوانی و ویراستاری آن وقت گذاشتم.

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

,

وزن

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...