سبد خرید

نوع بشر

ناشر : نشر مرکزدسته: , ,
موجودی: 2 موجود در انبار

11.75 

این کتاب، یک روایت صرف است، بدون هیچ رنگ و لعابی، نه یک داستان و نه یک افسانه. بسیار اثرگذار و متاثرکننده است و قطعا مخاطبش را درگیر خود می کند، نه به جهت ذکر آه و ناله و شرح خباثت های نازی ها و شکنجه ها و … که برعکس، نسبت به دیگر آثار این ژانر، کمتر محتوای این چنینی دارد، بلکه به این خاطر که شرح آنچیزی ست که نوع انسان بر خود روا می دارد، “انواع انسان” نه، چون آدمی از هر نژاد، رنگ، پوست و منش یک نوع محسوب می شود و ” نوع انسان” چون انچه انسان با خود می کند، در میان درنده خو ترین حیوانات هم دیده نشده.

2 در انبار

تعداد:

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: NashMark139 برچسب: , ,

روبر آنتلم در نوشتن خاطرات ایام سپری‌کرده‌اش در اردوگاه‌های نازی بر آن بوده تا از داوری و حتی محکوم کردنِ فردی حذر کند، قضاوت را بگذارد به عهده تاریخ.

می‌شود گفت که دقیق‌ترین رویکرد تحلیلی به این اثر (رمان ـ شاهد) مشخصاً از جانب مُریس بلانشو صورت گرفته؛ جالب این که در مواردی رمان درد (نوشته مارگریت دوراس، همسر آنتلم) را آن روی سکه نوع بشر دانسته است: دو قوس مکملِ یک دایره، یکی این سو و دیگری در آن سوی سیم خاردار.

چکیده‌ای که در پی می‌آید موخره‌ای است که بلانشو برای نوع بشر نوشته است:

وقتی انسان از سر نیاز مجبور شود که به حضیض آزمندی تن در دهد، وقتی از سرِ اجبار «زباله‌خوار» شود، دیگر می‌شود فهمید که چرا شده است موجودی محدود به خود، و با انکارِ آنانی که انکارش می‌کنند تنها نیازش این می‌شود که رابطه بشری را برساند به بدوی‌ترین شکل آن، البته نیاز به هرحال متغیر است و، به معنی دقیق کلمه، به نحوی بنیادی تبدیل می‌شود به نیازی بی‌زایند، ناکام مانده، بی درونمایه و به عبارتی رابطه‌ای عریان با زندگی عریان. نانی که از گلو پایین می‌رود صرفاً پاسخی است بی‌واسطه به ضرورتِ نیاز، و نیاز هم فی‌نفسه و بی‌واسطه نیاز به بقاست. لویناس در برخی از تحلیل‌هایش نشان داده است که نیاز همواره لذتِ توأمان است. در مواجهه با تجربه آنتلم ــ تجربه آدمی که رسیده بود به حضیض و به آخرین نقطه نقصان‌پذیری ــ با مقوله‌ای روبه‌رو می‌شوم که دربرگیرنده نیازی است بنیادین که مرا نه به خویشتنم سوق می‌دهد و نه به رضایت از خویش، بلکه هدایتم می‌کند به وجود ناب و بی‌غش بشری، به وجودی زیسته در بی‌نیازی. این قضیه بی‌شک ربط پیدا می‌کند به نوعی خودخواهی بدون خود، به حیطه‌ای که فردِ مصرّ به بقا و نیز محکوم به بقا، به شیوه‌ ای متوسل می‌شود که باید اسمش را گذاشت رذالتِ زیستن، و اصرار به دوامِ زیستن. این وابستگی محمل نیازی است که هیچ سنخیتی با نیازِ خود شخص ندارد، نیازی است تهی و خنثی، و به صورت بالقوه در همگان هست. حرف آنتلم بیش و کم این است که «زیستن، بر این اساس، به تمامی مقدس است.»

مُریس بلانشو

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

,

مترجم

وزن

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...