بیشتر بخوانید" />بیشتر بخوانید">بیشتر بخوانید">

سبد خرید

پنج بامداد پایان پیام

ناشر : انتشارات نگاهدسته: , ,
موجودی: موجود نیست

10.55 

در انبار موجود نمی باشد

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه

کارولین همه خبرها را بی‌درنگ به برون از خانه منتقل می‌کرد وی به جای خبرآوردن به خانه خبر از خانه به بیرون می‌برد. حتی خواهرش هم نمی‌دانست کارولین چگونه با این سرعت و دقت به سری‌ترین خبرها دست می‌یابد. از این رو خواهرش سعی می‌کرد کمتر با وی در مواردی که می‌خواهد راست و دروغ را به هم ببافد و از آن خبر داغی بسازد، صحبت کند و بیشتر طفره می‌رفت.

راستش ما در روستا زندگی می‌کردیم و بی‌پرده باید بگویم که دهاتی محسوب می‌شدیم، و خوب می‌دانید در دهات هم به علت فقدان سرگرمی های خاص، بهترین، ارزان‌ترین سرگرمی آن‌ها گپ زدن است که در نهایت به غیبت می‌انجامد.

ده ما یعنی کینگزآبوت هم از این زندگی مستثنی نبود زیرا که کینگز روستایی کوچک با جمعیتی محدود بود. در کینگز آبوت دو خانه خیلی انگشت‌نما بودند، یکی از آنها خانه‌ی آقای راجر بود که به دلایل مختلف از تمام خانه‌ها شناخته شده‌تر بود، معلوم است که با این وضعیت چقدر شایعه و حرفهای راست و دروغ پیرامون این بنا و ساکنین آن بود و خوراک خوبی برای غیبت‌کنندگان محسوب می‌شد. به هر حال هر چه را که در مورد آن خانه می‌گفتند می‌شد، بدان شک کرد، مگر در مورد پسری که در آن خانه می‌زیست: رالف فرزند خوانده‌ی آقای راجر به تأیید و تصدیق تمام اهالی خوشگلترین چهره‌ی کینگز آبوت بود، ولی این زیبایی ظاهری بود…

خانه‌ی دوم خانه‌ی بزرگ خانم فرارز بود موضوع جالب این بود که، هم خانه فرارز و هم آقای راجر همسرانشان را به علت افراط در مشروب از دست داده بودند. سن زیاد، تملک، همدردی و تنهایی وجوه مشترکی بود که این دو خانه‌ی سرشناسان را مانند پلی به هم متصل می‌کرد. شایع شده بود که آقای راجر و خانم فرارز مرتباً یکدیگر را ملاقات می‌کنند…

نوع جلد

قطع

شابک

تعداد صفحات

موضوع

مترجم

وزن

نويسنده/نويسندگان

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پنج بامداد پایان پیام”

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...