سبد خرید

یکی ازهمین روزها، ماریا

ناشر : انتشارات ققنوسدسته: , ,
موجودی: موجود نیست

4.55 

به قلم درنمی‌آید. نمی‌شود گفت کیست. اصلاً نمی‌شود نگاهش کرد و به چیزی فکر کرد. عاشق نمی‌شود. مهربانی‌اش را هم نمی‌شود مثلاً با هدیه کردن پیراهن دست دومش به دخترک خدمتکار نشان داد. نمی‌شود گفت کجایی است یا اصلاً از کجا آمده است. لیلا می‌گوید: «از ستاره‌ها مثلاً.» اما نه، نمی‌شود درباره‌اش قاطعانه حرف زد. جور دیگری است. ناکجایی است. من این را از انگشت‌هایش می‌فهمم یا نمی‌دانم، از چشم‌های بارانی‌رنگش یا آن‌طور تکان خوردن شانه‌های نازکش وقت خندیدن. می‌گویم: «سیم اول دو` است و سیم دوم سل`.» می‌داند. سه‌تار را که دست می‌گیرد سیم‌ها خفه نمی‌شوند. دوتا دوتا هم نمی‌گیردشان. انگشت کوچک و انگشتری‌اش را می‌گذارم پایین سیم‌ها و انگشت شستش را بالای سیم‌ها، انگشت وسطی را هم که می‌گویم آزاد بگذارش، حیرت می‌کنم از مضراب شفافی که زنگ می‌زند در طاقی‌های سفید سقف. می‌گویم: «همین است، همین.»

در انبار موجود نمی باشد

به اشتراک گذاشتن

Email
مقایسه
شناسه محصول: EntGogh400 برچسب: ,

لیا می گوید:(( بکشش ، بلدید که.)) می گویم: ( ماریا را؟ آن هم حالا) باخشم نگاهم می کند. می گوید:( شاید هم ماریا را. فقط یک گزلیک دسته استخوانی می خواهد ویک چمدان والبته قبلش هم یک پیاله شراب چند ساله مسموم ، هدیه عمو یا چه می دانم کی.)

شابک

موضوع

,

نويسنده/نويسندگان

پرسش و پاسخ از مشتریان

هیچ پرسش و پاسخی وجود ندارد ! اولین نفری باشید که درباره این محصول میپرسید!

موقع دریافت جواب مرا با خبر کن !
در حال بارگذاری ...