سبد خرید

0 out of 5

سه بامداد

11.75 
پدرم به تنهایی پیانو مینواخت. این را حتی به خودم هم اعتراف نمی کردم، ولی مغرور و مفتخر بودم. دلم می خواست به کسی که در کنارم نشسته بود بگویم آن مرد بلندبالا، لاغراندام و آراسته که پشت پیانو نشسته، پدر من است . وقتی قطعه آخر را با تمام شور و حالش نواخت و دوباره تکرار کرد و به...