بیشتر بخوانید" />بیشتر بخوانید">بیشتر بخوانید">

سبد خرید

0 out of 5

آدم کجا بودی؟

7.55 
صدای شلیک گلوله هفتم به گوشش خورد . و پیش از انفجار آن ، فریادی سر داد ، فریاد بلندی که چند ثانیه طول کشید . و او ناگهان فهمیدبیشتر بخوانید
0 out of 5

آلوت

7.25 
به شب نکشيد که ملاممد فرار کرد. کسي هم نفهميد کي از خانۀ محقرش در جنب مدرسه، بيرون رفته بود؟ زن و بچه‏هايش را رها کرده بود و رفته بود.بیشتر بخوانید
0 out of 5

آنجا که ایمانم را رها کردم

4.95 
ژروم فراری دغدغه سیاست دارد. رمان « آنجا که ایمانم را رها کردم » داستان سیاسی است. رو در رویی شکنجه گر و شکنجه شده در زندان سیاسی با ماموربیشتر بخوانید
0 out of 5

از شیطان آموخت و سوزاند

9.25 
کتاب از شیطان آموخت و سوزاند، از رمان‌های برجسته‌ی معاصر، نوشته‌ی فرخنده آقایی درباره‌ی شخصیتی تنها و بی‌پناه است که در سیر داستان، نزدیک شدن تدریجی او به جنون را می‌بینیم.
0 out of 5

اقیانوس نهایی: کتاب اول: گذرگاه پرندگان

5.55 
گذرگاه پرندگان، کتاب اول مجموعه‌ی سه‌جلدی اقیانوس نهایی، اولین رمان چاپ‌شده‌ی دانیال حقیقی است. اما این اثر اولین کتاب نویسنده نیست. او پیش‌تر رمان اعلام وضعیت گیاهی را نوشته وبیشتر بخوانید
0 out of 5

اگر شبي از شب‌هاي زمستان مسافري

17.05 
با وجود اینکه آثار پست مدرن عموما شاهکارهای ادبی به شمار نمی‌روند. اما کتاب اگر شبی از شب‌های‌ زمستان مسافری یکی از شاهکارهای این مکتب ادبی است. اوج هنر نویسندگان ایتالیایی با کمی چاشنی دیوانگی در این کتاب نمایان است. خواندن این کتاب را به همه‌ی علاقمندان به ادبیات ایتالیایی پیشنهاد می‌کنیم.
0 out of 5

بابام هیچوقت کسی را نکشت

5.85 
این کتاب رمانی مینی‌مالیستی از داستان پدری است غیرعادی که از زبان پسرش حکایت می‌شود. پدری پزشک، الکلی، سیگاری، بدلباس، بی‌پول رو به مرگ. پدری که در چهل و سهبیشتر بخوانید
0 out of 5

بانو با سگ ملوس و چند داستان دیگر

8.95 
بانو با سگ ملوس (به روسی: Дама с собачкой، تلفظ: داما سْ سُباچُکُی) یا بانویی با سگ کوچولویش داستان کوتاهی است از آنتوان چخوف که در سال ۱۸۸۹ نوشته است. این داستان بارها بهبیشتر بخوانید
0 out of 5

برف در پرو

8.44 
بوی دود در مشامش پیچید. ذغال‌های گداختۀ که روی درِ ردیف دیگ های مسی سوار بر اجاق های سنگی پلوی عروسی را دم می کرد، در باد سرخ و خاکستری می‌شد. بوی خوش برنج دم کرده هوا بود. زن و مرد در هیاهو این‌ور و آن‌ور می‌رفتند.آمدن موکب عروس نزدیک می‌شد.
0 out of 5

بی تفاوتی در نور زرد

7.55 
دوست داشتن تو تحمل زندگی را آسان کرده رنج توأمان دوری و دیدن آدم‌ها را دوست داشتن تو قانع‌ام کرده از تمام زندگی به دیوان حافظ و گوشۀ دنجی در دیلمان دوست داشتن تو شکر نعمت‌های خداست . . .
0 out of 5

بی زبانی

4.95 
چه قلب‌ها نشسته به خون سرد یخ ماسیده به مویرگ ماسیده به یخ در تب‌اش می‌تابد آدم تیر رهای خلقت چله نشین دل‌اش تابیده در شب‌اش پیر تر از حکم ابد گردن گرفته گناه زمین به جاذبه چشم به نگاه گرامی می‌کند که : هلاک باد قلب که پیاپی است در پاره‌های خودش!…..